• شماره تماس

    06153230360

  • آدرس

    آبادان -خیابان امیری- فرعی شهریار -ساختمان کیهان -طبقه دوم

مشاهده سوالات حقوقی با برچسب " معالج "

سوال

با سلام در سال 90 پدر اینجانب ملکی را بنام من در محضرخانه منتقل کرد و شاهد این انتقال نیز 3 برادر من بودند خواهر بنده در سال 92 با علم به این انتقال و بیماری پدر با تبانی منشی پزشک معالج و بر اساس گواهی جعلی و با مخفی کاری کامل و بدون اطلاع احدی از فرزندان اقدام به دریافت محجوریت پدر نمود و با همان مخفی کاری اقدام به دریافت حجر دادگاه سرپرستی از سال 90 را نمود وبا توجه به این مخفی کاری رای نیز پس از 20 روز قطعی شد و ایشان اکنون دادخواست ابطال سند را داده اند اما ما پس از اطلاع ازاین موضوع و آگاهی از مفاد پرونده به سراغ دکتر معالج رفتیم و علت صدور این گواهی را جویا شدیم که مشخص شد این گواهی بدون آگاهی دکتر از مطب خارج شده است که بلافاصله اقدام به صدور گواهی اصلاحی نمود و برای دادگاه ارسال نمود با این گواهی اینجانب ورود ثالث به پرونده نمودم و دادگاه نیز تمام مدارک را جهت بررسی به کمیسیون پزشکی ارجاع نمود و رای کمیسیون پزشکی نیز همین اواخر به دادگاه اعلام و تاکید شده است شروع معالجه از سال 91بوده و سال 90 بر اساس مدارک جعلی بوده است حالا با توجه به اینکه هنوز دادگاه اعتراض ثالث من در اداره سرپرستی برگزار نشده است و ایشان با این روند درخواست ابظال سند را نموده من چه کاری می توانم بکنم و آیا اصلا" با توجه به مدارک فوق و مواد 1290 و 1305 دادگاه رای به رد دعوی و می نماید یا سند باطل یا غیر نافذ میشود. با تشکر

پاسخ

نخست اینکه ماده 423 قانون ایین دادرسی مدنی مقرر می دارد:در صورت وصول اعتراض طاری از طرف شخص ثالث چنانچه دادگاه تشخیص دهد حکمی که در خصوص اعتراض یاد شده صادر می شود موثر ...

مشاهده پاسخ کامل


سوال

با سلام و خسته نباشید خدمت شما شرح واقعه ای که بر ما گذشته و 2 سال است که کسی به داد ما نمی رسد را بازگو کنم شاید شما راهنمای ما شوید که چه باید بکنیم؟ پسر کوچولوی ما باربد در تاریخ 29 اردیبهشت 1389 در اراک بدنیا آمد با توجه به اینکه گفته می شد بهتر است هرچه زودتر نسیت به خنته پسر بچه ها اقدام شود ما او را نزد دکتر احسان ستوده جراح بردیم . او نیز گفت که از روش سنتی استفاده می کند و خنته را در مطب انجام نمی دهد و باید به کلینیک "ایران مهر "مراجعه کنیم وبرای ختنه او روز 23 خرداد را تعیین کرد. در آن روز شوم ، ما باربدمان را به آن کلینیک بردیم و نوزاد را از ما گرفتند و گفتند منتظر بمانید تا نوزاد را بیاوریم .10 دقیقه آنها تبدیل یه 1 ساعت شد . هنگامی که باربد را تحویل ما دادند او از شدت تب می سوخت و به شدت برافروخته بود . علت را جویا شدیم گفتند طبیعی است اثر داروها است .اما این تب پایین آمدنی نبود ماحدود 5 ساعت بود آنجا بودیم اما خبری از دکتر معالج نبود و در آخر با دادن قطره استامیتوفن باربد را ترخیص کردند (بدون اینکه دکتر ستوده بالای سرش بیاید وفقط به خاطر کمبود تخت باربد را ترخیص کردند.) با رسیدن به منزل (حدود 15 دقیقه بعد ) ، شکم باربد را دیدیم که بر آمده شد و بعد از آن لکه های کبود را روی شکم او دیدیم سریعا او را به بیمارستان امیرکبیر اراک رساندیم . دکتر معالج پرونده باربد را خواست ، با گرفتن پرونده باربد از کلینیک متوجه بی هوشی عمومی او در حین ختنه شدیم . کاری که اصلا در مورد آن با ما صحبت نشده بود . تلاش کادر پزشکی متاسفانه سودی نداشت و بعد از 6 ساعت باربد عزیزمان به فرشتگان آسمانی پیوست . بعد از آن ما شکایتی از پرشک و کادر کلینیک ایران مهر به آگاهی و نظام پرشکی نوشتیم این پرونده بعد ار یک سال و نیم که در پرشکی قانونی اراک بود به اصفهان فرستاده شد آنجا بعد از صدور رای ؛ پرونده به دادسرا فرستاده شد اما دوباره پرونده برای مشخص شدن درصد به نظام پزشکی فرستاده شد که الان بعد از گذشت 4 ماه خبری از رای نظام پزشکی اراک نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! الان حدود 2 سال گذشته ؛اما ما توانسته ایم کاری از پبش ببریم چون این دکتر دادستان نظام پرشکی است و ما جزء مردم عادی !!!!!!!!!!!!!!.

پاسخ

خانم محترم انجا که درسوالتان نوشته اید" پرونده برای مشخص شدن درصد دوباره به نظام پزشکی رفته" بیانگر این امر است که مقام قضایی با انجام تحقیقات به مسئولیت کیفری کادر پزشکی بیمارستان مربوطه وپزشک معالج ...

مشاهده پاسخ کامل